جلال جلالى زاده

291

مبادى و اصطلاحات اصول فقه ( فارسى )

ملائم : آن‌چه كه تأثير جنسش در جنس حكم ظاهر باشد ، مانند تأثير جنس مشقت در جنس تخفيف . ممانعت : سائل ( معترض ) بدون دليل از پذيرفتن سخنان معلل ( مستدل ) امتناع مىكند . تكذيب دعواى مستدل : نپذيرفتن مقدمات دليل كه به وسيله‌ى معلّل ( مستدل ) ذكر شده از سوى سائل ( معترض ) بدون اين‌كه دليلى بر عدم پذيرش داشته باشد . مراد از مقدمات دليل در اين‌جا وجود وصف براى علت و وجود علت در اصل و فرع ، تحقق شرايط تعليل ، اوصاف علت از تأثير و غير آن است . مقيد نبودن تأثير وصف ، يعنى غير مناسب باشد و حكم بدون آن باقى بماند ، مناقضه خالص ناميده مىشود . ممانعت در اصل : معترض به مستدل اعتراض مىكند و مىگويد : اصلى كه مىخواهى فرع را به آن ضميمه نمايى علت ندارد ، پس امكان قياس بر آن نيست . مانند اين‌كه حنفى به شافعى در قياس نبش بر سرقت در وجوب قطع دست دزد اعتراض كند و بگويد : اصلى كه تو مىخواهى فرع را به آن ملحق نمايى ، سرقت اصل است ، ولى معلّل نيست اما نبش فرع است در نتيجه امكان الحاق نبش به سرقت نيست ؛ چون حكم سرقت معلل به علت نيست . ممانعت در حكم : معترض ثبوت حكم را در اصل يا در فرع پس از پذيرفتن صلاحيت وصف براى علت انكار كند . مانند قول شافعى در تكرار مسح سر كه ركن وضوست و با قياس بر صورت سه بار مسح آن سنت است ، حنفى در اعتراض مىگويد : من اين حكم را در اصل كه صورت است نمىپذيرم . سه بار شستن در صورت سنت نيست ، بلكه سنت شستن كامل آن است و كامل شستن با اضافه بر واجب در محل آن و از جنس آن حاصل مىشود و مانند اركان نماز است . مثل ركن قرائت كه با اضافه كردن مقدار واجب در محل آن و از جنس آن‌كه تلاوت قرآن است كامل مىشود و همين‌طور ركوع و سجود . اما در غسل كامل شدن جز با تكرار متحقق نمىشود ، بنابراين تكرار براى تحصيل صفت كمال سنت است .